|
طلوع دل انگیز
|
||
|
الهی: مارابه راه راست هدایت فرما |
قطر ه های اشک را جو هر کنید تا که دفتر را پر از گوهر کنید
اشک یعنی یک نگاه بی کلام اشک یعنی بر تو از این دل سلام
اشک یعنی خالصی در هر عمل اشک یعنی نیت اما بی خلل
اشک یعنی علم یعنی فن و زوق اشک یعنی بیت بیت شعر شوق
اشک یعنی جنگ ، جنگ تن به تن اشک یعنی یک نزاع جان و تن
اشک یعنی جانشین جسم و روح اشک یعنی فاتح فتح الفتوح
اشک یعنی ناوک دل سوی عقل اشک یعنی کوچ دل از کوی عقل
اشک یعنی از مژه تیر آختن اشک یعنی خویش بی خود ساختن
اشک فارغ گشتن ازماومن است غسل احیا ، روی تابوت تن است
اشک را کی دردل دل،منزل است قطره های اشک هر یا صد دل است
اشک یعنی دل همه پا بست چشم .اشک یعنی بخشش اندر دست چشم
اشک یعنی خواهش پرالتماس کشتن خواهش گر بد اقتباس
اشک پیکاریست اما بی نبرد هدیه ی نفس است پیش پای قد
اشک یعنی شب پی بیدار گر اشک یعنی جرم خود اقرار گر
اشک یعنی یک طواف دور دل اشک یعنی کریه ها از جور دل
اشک شمشیرازنیام چشم هاست باده ی گلگون ز جام چشم هاست
اشک زانبوه نمک دٌرسفتن است رمز هجران را به چشمان گفتن است
اشک تندیس صفا از موم چشم اشک آواز دل از حلقوم چشم
اشک را دریاب تاج شاهی است اشک خود سوزی ودیگرخواهی است
اشک یعنی جستجوی نام و ننگ عکس شیرین کندن اندر قلب سنگ
اشک یک دریاچه ی خاکستری اشک یعنی اوج بی بال و پری
اشک یعنی موج را راکب شدن قطره بودن بحر را طالب شدن
اشک یعنی راز در حال نیاز اشک یعنی سر به کیف و سر فراز
اشک یعنی زاری از درد فراق اشک یعنی درد خواهی ز اشتیاق
اشک یعنی از فراق افروختن اشک یعنی خا موشی در سوختن
اشک یعنی آزمون در خط وصل قوطه ور با چشم اندر شط وصل
اشک یعنی سیل باران خیال اشک یعنی چشم در راه وصال
اشک یعنی اقتدار ما و او اشک یعنی غمزه ای از هر دو سو
اشک یعنی وحی درمرآت چشم اشک یعنی خواندن آیات چشم
اشک یعنی توبه ی فرقان عشق آیه هایش منجلی در جان عشق
اشک جنجالیست اما در سکوت آیه ی نمناک هنگام قنـــــوت
اشک بنیان سازسوزوسازهاست اشک راز خفته در آوازهاست
اشک میدارد همیشه پاس عشق اشک باشد چون گلاب یاس عشق
عشق چون رنگ سیاهی رابشست شستشو را از زلال اشک جست
عشق یعنی زندگانی با امید اشک باشد بر گنه کاران نوید
اشک یعنی ناله ی بیتاب می اشک یعنی قطره های ناب می
اشک آئین شراب انداختن خون دل ها خورده اما ساختن
اشک یعنی ساقی جام وجود اشک یعنی مستی اندر تار و پود
اشک لوحی در ستورش آدرس تا بیابی خانه ی فریاد رس
اشک کار فطروس پر سوخته است دیده ی نمناک بر در دوخته است
شیعه تا چشمان خود وا کرده است اشک را هر لحظه معنا کرده است
اشک چون دارو ندارش اشک اوست پس نیفشاند به جز در پای دوست
اشک اشکش را بیندازد به پیش تا کند سرمایه ی فردای خویش
اشک شیعه سینه را سینا کند چشم تاریخ زمن بینـــــا کند
شیعه داده بهر مجنون هدیه ها کرده بر آن راٌس پر خون گریه ها
شیعه تا دروازه ی کوفه روان او دویده با سر و اشک روان
اشک شیعه مرده احیا می کند تا دلش یادی ز زهرا(س) می کند
اشک شیعه آبشاری از جگر بسکه می جوشد ز درد میخ در
اشک و خون از چشم شیعه توئمان از جسارتهای آن نا مردمان
زندگی از بهر شیعه مردن است تا بیاد آن طناب و گردن است
آبرنگ شیعه باشد اشک او زین سبب نقاش دارد رشک او
شیعه نقاش است اما بی قلم می کشد عکس دو دست و یک عَلَم
گرتوهستی شیعه و داری تواشک تا قیامت گریه کن بر چشم مشک
تاکه دستت گیرد آن بی دست مست غیر از این درگاه را بردار دست
شیعه ی بی اشک گنج بی دَُرّ است سفره ی رنگینش از خالی پر است
اشک کرده نخل شیعه بارور اشک کرده شیعه را بیدارتر
-------------------
من كـه هـر انــچه داشــتم اول ره گذاشتم ** حــال بــراي چــون تــويـي اگر كه لايقــم بگــو
بدون او نميبينم صفائي اگر چه دامن دلدار باشد
**
دل من آن زمان آرام گيرد كه روزي از لبانش كام گيرد
نهد سر بر در ميخا نه عشق به بزم باده نوشان جام گيرد
**
نگاهش مي شكافد عمق جان را دهد پرواز در عالم روان را
دو چشمان سياه دل فريبش به ابرو مي كشد تير و كمان را
**
به گلشن قامت دلدار ديدم به گل رنگ جمال يار ديدم
دل ديوانه ام ديوانه تر شد كه چشمش نرگس بيمار ديدم
بي رنگ و بويت اي گل ، گل رنگ و بو ندارد
من عاشق تو هستم ، اين گفتگو ندارد
گرد ملال و هجران در آب ديده شويم
الحق كه جز در اين آب دل شستشو ندارد
بي اشك حسرت تو هرگز مباد چشمي
اين اشك اگر نباشد ، كس آبرو ندارد
اي جلوه گاه قرآن ، اي چلچراغ ايمان
حيف است برد نامت ، هركس وضو ندارد
جز بازتاب نورت ، نوري در اين جهان نيست
زيرا چراغ هستي ، غير از تو سو ندارد
اي رشته ي خودائي ، در تار و پود عالم
خلقت ز تو جدائي ، يك تار مو ندارد
اي نوح ملك ايمان ، تنها توئي نگهبان
زيرا كه كشتي دل ، در گل فرو ندارد
حب تو نور رضوان ، بقض تو نار نيران
ديگر به روز محشر ، اين گفتگو ندارد
راه وصال بستي ، با ديگران نشستي
رو كن به هر كه خواهي ، گل پشت و رو ندارد
دلم ز جمله خوبان تو را گرفتار است
اسير حُسن تو ام ور نه يار بسيار است
مرا طواف كعبه چه حاجت كه چهار ديوار است
طواف كعبه ي من ديدن رخ يار است
اگر نشستن با من براي تو عار است
بيا به باغ و ببين ، همنشين گل خار است
روز و شب در قلب مايي ، با صفا و مهلقايي
جان فداي روي ماهت ، اي كه با چشم سياهت
هر زمان با يك نگاهت ، هر دلي را مي ربايي
نقش هر دل با خيالت ، گشته تصوير جمالت
وصف روي بي مثالت ، كرده دلها را هوايي
در هوايت مرغ جانم ، مي برد تا بي نشانم
خود بيا اي مهربانم ، كن دلم را كيميايي
كيمياي يك نگاهت ، سوي عبد پٌر گناهت
ميكشد دل را به راهت ، چون شهيدان خدايي
هر شهيد كربلايي ، كشته ي دشت بلايي
با تو دارد آشنايي ، در رهت گشته فدايي
سر به زانويت گذارد ، در كنارت جان سپارد
خون پاكش شكوه دارد ، يبن الزهرا كي مياي
سلام :چیه بابا؟ بازهم اخماتون توهمه -ولش کن بابا ــ توی این دنیا نه شادی موندگاره نه غم - پس همیشه یاد مون باشه -درهر حالی که هستیم با خود بگوییم: این هم بگذرد.
چه خندون چه گریون داره میگذره دنیا
خـودتُ نــرنجــون بـکامت باشه دنــــیا
--------------------------------------------
میگویند:مرد روستایی اولاغش درون چاهی افتاد
با دادو فریاد همه ی روستائیان درمنزلش جمع شد ن -بقول معروف هرکدام برای بیرون کشیدن حیوان زبان بسته پیشنهاد داد . اما راهی برای بیـرون کشیدن حیوان از چاه پیدا نکردن-لذا یکی از آنهاکه خیلی دلسوزو مهربان بودگفت: پیشنهاد میکنم حالاکه نمی تونیم بیچاره رو ازچاه بیرون بیاریم -بهتره هرچه زودتر چاه را پرکنیم - تاحیوان بمیرد -بیشتر از این در داخل چاه عذاب نکشد- پیشنهاد او مورد قبول همه ی حاضرین واقع شد لذا بدون فـــوت وقت همه شروع کردن به خاک ریختن (مــی دونید چی شد؟جون من فهمیدی؟ ترو به ارواح خاک پیروهنم ؟ چشم تون روز بد رونبینه) یهو روستائیان دیدن الاغ جان حیی و حاضر سعی و سالم از داخل چاه به بیرون تشریف آوردن(من که درآنجا نبـــودم شاید روستائیان بخاطر آن معجزه ی عظیم چندتا صلوات هم از صمیم قلبشون فرستادن) ={اللهم صل علی محمدوآل محمد} قضیه ازاین قرار بود هرچه روستائیان به داخل چاه خاک میریختن آقا اولاغه هی خودشو تکون میداد -روی خاکها می امد -وقتی چاه نزدیک پر شدن شد -اوهم به راحتی به بیرون پرید وبقول معروف چهارتاپا داشت وچهارتای دیگرهم قرض گرفت وبدون تشکرازروستائیان وبدون خداحافظی ازآنها درعوض باچندتا جفتک فرارکردورفت.

* *کُن فَیَکُن:یعنی خداوندهرچیزی رامیتواندبگویدباش وهرچیزی را میتواندبگویدنباش
والسلام...
دست حق حيدر كرار علي شير حق حجت دادار علي
مخزن و معدن اسرار علي سيد و سرور و سالار علي
جان به قربان جمالت مولا كي رسم من به وصالت مولا
چه بگويم كه جه ها كرد عدو آتش كينه به پا كرد عدو
اي خدا شيعه دلش محزون است از غم عشق علي مجنون است
اين همان ماتم عظمي باشد سحر آخر مولا باشد
ميزبان زينب كبري باشد او نوازش گر بابا باشد
زير لب زمزمه دارد زينب كه دگر آخر كار است امشب
تا علي گشت برون از خانه عالمي شد ز غمش غمخانه
شد علي شمع و همه پروانه خيل مرغان ز پي اش مستانه
مي سرودند به صد آه و نوا مرو امشب تو مسجد مولا
مسجد كوفه پر از غوغا شد گوئيا روز جزا بر پا شد
سند قتل علي امضاء شد پر ز اندوه دل زهرا شد
تا كه آمد ز شهادت خبرش بست تكبير نماز سحرش
حيدر از تيغ جفا شد بيتاب رفت از هوش ميان محراب
رنگ خورشيد علي شد مهتاب چهره اش در يم خون گشت خضاب
ضربه تيغ اگر كاري بود ذكر مولا به لبش جاري بود
*****************
دگر شوق خداي خويش دارم ز داغ فاطمه دل ريش داريم
مگير اي ميخ شالم را كه عمري من از مسمار در تشويش دارم
حسين جان زير بازويم رها كن براي طاقت زينب دعا كن
بگو برگشت مهمانت ز مسجد ز رويم خون پيشاني جدا كن
*****************
خيلي سخته چيزي رو که تا ديشب بود يادگاری
صبح بلند شي ببيني که ديگه دوستش نداري 
خيلي سخته که نباشه هيچ جايي براي آشتي
بي وفا شه اوني که جونتو واسش گذاشتي
خيلي سخته اون کسي که اومد و کردت ديوونه
هوساش وقتي تموم شد بره و پيشت نمونه
خيلي سخته که عزيزي يه شب عازم سفر شه
تازه فرداي همون روز از دوست عاشقش با خبر شه
خيلي سخته توي پاييزبا کسي آشنا شي
اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي
خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه
بعد به اون بگي که چشمات نمي خواد اونو ببينه
خيلي سخته که ببينيش توي يک فصل طلايي
کاش مجازات بدي داشت توي قانون بي وفايي
خيلي سخته واسه اون بشکنه يه روز غرورت
ولي اون نخواد بمونه هميشه سنگ صبورت
خيلي سخته اون که ديروز تو واسش يه رويا بودي
از يادش رفته که واسش تو تموم دنيا بودي

خدا ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
روزى حضرت يوسف با گروهى از خدمت گذاران خود از محلى مى گذشت .
زليخا ملكه مصر در كنار مزبله نشسته بود. هنگامى كه متوجه عبور يوسف
شد، گفت : سپاس خدايى را كه پادشاهان را در اثر گناه و معصيت برده
مى كند و بردگان را در پرتوى اطاعت و فرمان بردارى پادشاه مى نمايد. سپس
گفت :اى يوسف ! گرفتار فقر هستم ، به من احسان كن . يوسف گفت :
ناسپاسى آفت هر نعمت است . آنگاه كه نافرمانى كردى ، خداوند نعمت ها را از تو گرفت .
اينك به سوى خدا برگرد و توبه كن ! تا آثار گناه از تو برچيده شود.
زيرا قبولى خواسته ها بسته به دلهاى پاك و كردار پاكيزه است . زليخا گفت :
من لباس گناه را از تن كنده ام . ديگر عصيان نخواهم كرد، ولى از خدا شرم دارم كه مرا
مورد لطف قرار دهد.زيرا هنوز اشك چشمم به پايان نرسيده و اندامم حق ندامت را به خوبى
ادا نكرده است .يوسف گفت :بكوش تا راه توبه و پشيمانى باز است پيش از آنكه فرصت
از دست برود و مدت پايان پذ يد توبه كن !زليخا گفت :من هم همين عقيده را دارم كه بعدا
خبرش به تو خواهد رسيد، كه حقيقتا توبه كرده ام .يوسف دستور داد يك پيمانه بزرگ به او طلا
بدهند.زليخا گفت :غذاى يك روز برايم بس است ، تا رنج گرفتارى نبينم قدر نعمت را نخواهم
فهميد.يكى از فرزندان يوسف گفت :پدر جان ! اين زن كيست ؟ جگرم به حالش كباب شد و دلم
برايش سوخت .فرمود:موجودى است كه به دام انتقام افتاده است.سپس يوسف با زليخا ازدواج
كرد و او را دوشيزه يافت.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
داري ميري ؟نظر دادیگه!
بهار وایی و مه دل تتیه ونه گره دل وا کندی دواره
.........................................................................
وونه ات شو تره شه ور هائیرم بوئرد عمر ای از سر هائیرم
ته دار انجلی من مست تیرنگ ته کش کش ها کنی من پرهائیرم
------------------
بدون تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد
دعا كن بعد ديدار تو باشد وقت پايانم!!!
نمای رو مرا عريا ن ندارد
چو خورشيدم ز پشت پرده تابم
سياهی ها نمی گردد نقابم
نمی سازد مرا در پرده پنهان
اگر عابد نباشد سست ا يمان
تو کز شهر طريقت ها بيايی
به موی من، چرا ره گم نمائی ؟!
نخواهم ناصح وارونه کارم
که پای ضعف «تو»، «من» سر گذارم
کی انصافی درين حکمت ببينم
گنه از تو و من دوزخ نشينم
به جای روی من ای مصلحت ساز !
به روی ضعف نفست پرده انداز


سرو بستان سرتعظیم به پای تونهاد بسکه شرمنده ی آن قا مت رعنای تـوشد
ماه کنعان که بودشهره ی شهرعشاق با همه حسن خـداداده زلیخـای تـوشد
ازغم هجرتوهم صحبت گل شد بلبل ناله ازدل زد وهـردم به تمنای تــوشـد
کوس رسوائی ما چون سربازار زدند هرکه شد با خبرازوصف تو شیدای توشد
***************
جام هجــــران دلم سر ریز شـد از می حـب ولا لبــــــــریز شـــــــد
مست از صهبــــای ناب کـوثری ذکر خواندم ذکرهای حیــــــــــدری
تا که مستی با دلم د مســـاز شد راه سیـــــــــرم سوی حق آغاز شد
آن زمان کردم سلامی سـوی رب یک ســـوا لی کردم از شور و تعب
پاسخی آمد دلـــم شد منجلـــــــی زین سبب کـــردم دلم را صیقلــــــی
چشم دل را باز کردم سوی فرش بی امان شور و شعف آمد ز عرش
نا گهان بانگی عظیم آمد به گوش جمله موجودات در جوش و خروش
این نــدای گــاه هم عهــدی بـــود البشــــــا رت مولــــد مهــــــدی بود
او گــل گلخــانه ی یــزدان بــــود ساقی میخـــــانه ی شعبــــــــان بود
صــورت پیغمبـــریش را ببیـــــن نعـــرهای حیـــــــدریش را ببیـــــــن
او به سبـــــزی جمـال مجتباست رنگ و بویش چون حسین خون خداست
منتقم بر آل طـــا ها (س) آمــده شیعیــــا ن مهــــــدی زهــــرا (س) آمده
****************
فروغ بخش شب انتظــار آمدنیست رفیـق آمد نیست عشـــق آمدنیست
به خاک کوچه ی دیدارآب می پا شند بخوان ترانه بزن کف که یارآمدنیست
ببین چگونه قناری زشوق می لـــرزد متــرس ازشب یلدا ، بهارآمدنیست
صدای شیهه ی رخش ظهورمی شنوم خبر دهیــد به یاران سوار آمدنیست
***************
این دهــــر کهن جوانیش آمـــده است سر چشمه ی زندگانیش آمــده است
نخلی که به کربلا نشانده است حسین(ع) مهدی (عج) پی آبیاریش آمده است
اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند ، واجب است که قبل از شروع چت ، صيغهء حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود . اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با کليک به روي آن به صورت خودکار جاري گردد.
* کليک کردن هر دو نفر مستحب است.
* بديهي ايست که اين صيغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهون و چه عمدن ، صيغه خود به خود فسخ مي گردد.
* اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد.زنان بيوه مجاز به باز کردن همزمان دو پنجرهء چت يا بيشتر از آن نيستند.
* دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغهء مجازي محرميت استفاده کنند و حق استفاده از صيغهء مجازي حلاليت را ندارند ( چت در حد سلام و احوالپرسي و با درصد اروتيک کمتر) .
* صيغهء مجازي محرميت ، همچون صيغهء مجازي حلاليت ، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهد گرفت.
* تمام احکام جاري شدن و فسخ اين دو نوع صيغه يکسان مي باشد.
* مردان متاهل حق باز کردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجرهء توامان چت را ندارند.
* فرستادن هر نوع ايکون بعد از جاري شدن صيغه حلال مي باشد.
* چنانچه ايکوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، اين ايکون حرام زاده بوده و احکام ايکون هاي حرمزاده در مورد آن مصداق دارد.
* اگر به هر علت غير ارادي ، مثل وقوع زلزله ، تسک کردن ناگهاني سيستم ، قطع شدن کانکشن يکي از دو طرف و قس الي الهذا ، ايکوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، احکام ايکون هاي حرامزادهء مشبهه بر آن صادق است.
* بستن پنجرهء چت به اختيار مردان مي باشد . چنانچه زني قبل از مرد اقدام به بستن آن بکند ، واجب است تا 4 روز عدهء پنچرهء بسته شده را به جا بياورد . قبل از پايان عده ، حق چت با هيچ ذکور ديگري را ندارد.
* چنانچه زن متاهلي با يا بدون جاري شدن صيغهء مجازي حلاليت اقدام به چت با مردي بکند ، اين چت به منزلهء زناي محصنهء مجازي بوده و حد سنگسار مجازي بر او لازم مي گردد.
* اگر مردي اقدام به چت با زني متاهل بنمايد ، با علم به متاهل بودن زن ، حتي در صورت جاري شدن صيغهءمجازي حلاليت حد تعزيري شلاق اينترنتي بر او لازم مي گردد.
* زنان و مردان مشمول صيغهء مجازي حلاليت ، در صورت چت کردن بدون جاري نمودن صيغه ، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزيري شلاق اينترني محکوم شده و در صورت تکرار در بار چهارم مصداق مفسد ( ه ) في النت بوده و اجراي حکم اعدام اينترنتي بر آنان لازم است.
آهای نظر یادت نره: 

نشکن دلی که با تو صادق و مهربونه
اگه صدا نداره نگو که بی زبونه
مثل کبوتری که رو بوم تو نشستم
چرا منو پروندی مگه ندیدی خسته ام
نه التماس و گریه نه بغضمو شنیدی
نه دحتی وقت رفتن فریادمو شنیدی
چه پر غرور گذشتی از روی پیکر من
برو ، دیگه شکسته تموم باور من
****
پشت سرش آب میریزم یه دریا
شاید پشیمون شه بمونه اینجا
الهی بدونه هیچ فرودی
ستاره بشه و بیاد به زودی
الهی که تموم چشم به راه ها
بیاد سفر کردشون از تو راه ها
الهی که هیچ جا سفر نباشه
هیچ چشمی منتظر به در نباشه


بیا همچون کبوتر ساده باشیـــم
به صحن آسمان دل داده باشیم
اگر از شاخه ها دلتنگ گشتیــــم
برای پر زدن آماده باشیـــــــــــــم


دلم می خواد بهت بگم هنوزم عاشق توام
هنوز تو قاب لحظه هام محو حقایق توام
تویی همیشه مهربون، همیشه خوب وخواستنی
بذار ببینمت عزیز، اگر که لایق توام
تو خاک پاک رستنی، بستر عشق و عاطفه
هنوز رو خاک دامنت گل شقایق توام
بارون با صفای عشق ببار به قلب آسمون
بگو بهم دوباره " من گل شقایق توام"
دلم شکسته بی وفا نگو تموم شد عاشقی
بدون که تا همیشه این، منم که عاشق توام

تا بال و پر عشق به جانم دادند در وادی عاشقان مکانم دادند
گفتم که کجاست کعبه ی اهل ولا در گاه حسین (ع) را نشانم داد ند
======================================
هر گل خوشبو که گل یاس نیست هر چه تلاٌ لو کند الماس نیست
ماه زیاد است و برادر بسی هیچ یکی حضرت عبـاس نیست
بسم الله الرحمن الرحیم
فزت ورب الکعبه : بخدای کعبه رستگار شدم.
مرگ در کام فرزند ابیطالب از شیر درکام کودک شیرین تر است.
خدا یا من افتخار می کنم که بنده ی تو ام.
دوستان عزیز و داغدارم در شهادت مولا ی متقیان حضرت امیر المو منین
علی (ع) . من هم شهادت ابر مرد تاریخ اسلام را به همهی شما و شیعیان
آن امام همام از صمیم قلب تسلیت میگوئیم.
میسر نگردد به کس این سعادت
به کعبه ولادت به مسجد شهادت

|
|