گاو: ما ما ما :( اس ام اس جدید چی اومده؟).
مرد: هیچی تکراریه، درباره کاندید شدن دوباره ی خاتمیه!
|
طلوع دل انگیز
|
||
|
الهی: مارابه راه راست هدایت فرما |
ماه من غصه نخور زندگی جزر و مد داره
دنيامون يه عالمه؛ آدم خوب و بد داره
ماه من غصه نخور همه که دشمن نمی شن
همه که پر ترک مثل تو و من نمی شن
ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه
خيلی کم می شه کسی رو حرفش بمونه
ماه من غصه نخور گريه پناه آدماست
تر و تازه موندن گل مال اشک شبای ماست
ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت
خدا رو چه ديدی شايد فردامون باشه بهشت
ماه من غصه نخور پنجرمون بازه هنوز
باغچمون غرق گلای ناز و عاشقه هنوز
ماه من غصه نخور باز داره فصل سيب می شه
می دونم گاهی آدم تو وطنش غريب می شه
ماه من غصه نخور ماها که تب نمی کنن
ماها که از آدما کمک طلب نمی کنن
ماه من غصه نخور شمعدونيا صورتين
دلايی که بشکنن چون عاشقن قيمتين
ماه من غصه نخور سبک می شی بارون بياد
توی عاشقی بايد نترسيد از کم وزياد
ماه من غصه نخور خاطره هامون کودکن
توی اين قصه دلا يه وقتايی عروسکن
ماه من غصه نخور بازی زمين خوردن داره
کار دنيا همينه ؛ تولد و مردن داره
ماه من غصه نخور تاب بازی افتادن داره
زندگی شکستن و دوباره دل دادن داره
ماه من غصه نخور گلا ميان عيادتت
به نتيجه می رسه آخر يه روز عبادتت
ماه من غصه نخور خيليا تنهان مثل تو
خيليا با زخمای عاشقی آشنان مثل تو
ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمی شه
اونی که غصه نداشته باشه آدم نمی شه

برای گرفتن هدیه به آدرس زیر بروید
http://myflash.persiangig.ir/free/norooz/clocka.swf

به امید ظهور امام زمان(عج)
امسال بهار بی تو آغاز نشد
یکسال گذشت وبازاعجازنشد
کی سین سلام برلب می شکفد
عید آمد و سفره دلم وانشد

برآمد باد صبح و بوی نوروز به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز
برخيز که پر کنيم پيمانه زمی ....... زان پيش که پر کنند پيمانهء ما بر روبرویپیامبر امیدکلیک کنید
چندوقت پيش درحجه الوداع وقتي دست علي رابالا برد خدمت پيغمبررسيدند تاكمرخم شدند و حتي به علي تبريك گفتند حال هنوزجنازه دفن نشده خودرابه كري وگنگي زدند وانگار چندسال بظاهر امت ايشان بودند امادر باطن به ايشان ميخنديدند والآن تمسخرآنان كشف شد
پس بدانيم كه تمسخر به دين وقرآن اشك فاطمه زهرارادر ميآورد .علي رادر نخلستان كوفه واداربه گريه ميكندوامروزامام زمان......
گناه امام راميرنجاند اما نميگرياند تمسخراست كه اشك امام راجاري ميكند واين فقط ازدوستان منافق سرميزند نه دشمن
بقول حافظ:من ازبيگانگان هرگزننالم كه بامن هرچه كرد آن آشنا كرد
چندمصداق ازمسخره كردن دين وگرياندن امام زمان:
۱-شراب نوشی ورقص وهابی کثیف با جرج بوش بصورت علنی (پرده
دار وکلید دار خانه خدا اخزیکم الله )
۲-هدیه گردنبند ۱۵۰میلیون دلاری وهابی کثیف به "رایس خون
آشام" (کسی که شیعه راکافرمیداندبجرم اعتقاد به ازدواج موقت)
۳-زنان بد حجاب بزك كرده ي اشك آلوده ایکه درحال قرآن بسر
هستندوگریبان ودستها وموهای آنان درمعرض دید نامحرم است
۴-مهريه هاي گزافي كه كنار يك جلدكلام الله مجيد نوشته ميشود
۵-سفره عقدي كه باقرآن تزيين شده ومحرم ونامحرم درآنجا مختلطند
۶-روضه امام حسين كه باموسيقي حرام مخلوط است
۷-ماشيني كه قرآن درآن آويزانست وصداي موسيقي حرام ازآن
بگوش ميرسد
۸-اتومبيلي كه روي گلگيرش نوشته ماشاالله وخاك آلوده وكثيف
است اما داخل ماشين عكس بزرگ هنرپيشه زن است
۹-نمازخوان مسجدي كه ربا خواراست
۱۰-نمازجماعت خواني كه در ادارات پاتي بازي ميكند
۱۱-قمه زنانی که قاری قرآنند وآیه "ولا تلقوا بایدیکم" رامکررخواندند
و.......
نظرشما چیست؟
نقدونظرشما برایم ارزشمنداست...

مفرا رسیدن ۱۷ بیع الاول سالروز میلاد با سعادت عقل کل و ختم رسل
حضرت محمدبن عبدالله (ص) و فرزند ارجمندش امام جعفر صادق (ع)
را بر تمامی مسلمین جهان تبریک و تهنیت میگوئیم.
ای بر همه انبیا مقدم
سر حلقه ی دودمان آدم
ای آنکه به خلق پیشوائی
محرم به حریم کبرائی
در مدح تو گفته ایزد پاک
لولاک لما خلقت الافلاک*
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
زصدهزارمحمدکه در جهان آید
یکی به منزلت وجای مصطفی نرسد
وگر که عرصه عالم پراز علی گردد
یکی به علم وشجاعت به مرتضی نرسد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
لطف ها می کنی ای خاک کفت تاج سرم
راستش نمی دونم چی بگم از خوشحالی این روز:
گرنویسم شرح آن بی حد شود
مثنوی هفتاد من کاغذ شود
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
*لو لا ک لما خلقت ا لا فلا ک :
ای محمد ! همه ی هستی را بخاطر جمال روی تو خلق کردم
![]()
عجب چیزی ساخته تا نری نمی فهمی من چیدیدم!
*****
یک روایت در حکایت! را در ادامه مطلب نوش جان کنید...
نه به من برسر گور و کفن آزار دهيد
نه پي گورکن و قاري و غسال رويد
نه پي سنگ لحد پول به حجار دهيد
به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسي
که بدان عضو بود حاجت بسيار دهيد
اين دو چشمان قوي را به فلان چشم چران
که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهيد
وين زبان را که خداوند زبان بازي بود
به فلان هوچی رند از پی گفتار دهید
کله ام را که همه عمر پر از گچ بوده است
راست تحويل علي اصغر گچکار دهيد
وين دل سنگ مرا هم که بود سنگ سياه
به فلان سنگتراش ته بازار دهيد
کليه ام را به فلان رند عرق خوار که شده است
ازعرق کليه او پاک لت و پار دهيد
ريه ام را به جواني که ز دود و دم بنگ
درجواني ريه او شده بيمار دهيد
جگرم را به فلان بی جگر بی غیرت
کمرم را به فلان مردک زن دار دهید
چانه ام را به فلان زن که پي وراجي است
معده ام را به فلان مرد شکمخوار دهيد
گر سر سفره خورد دلبر بي دندان غم
به که دندان مرا نيز به آن يار دهيد
تا مگر بند به چيزي شده باشد دستش
لااقل تخم مرا هم به طلبکار دهید.
مرا یکدم دل از خوبان جدا نیست
ولی صد حیف که در خوبان وفا نیست
به خوبان دل سپردن کار سهل است
زخوبان دل بریدن کار من نیست
*****
ایکاش همه ی ازدواجها روحی و جسمی باشه!
میدونی چرا؟
برای اینکه دیگه طلاق و جدائی در آن نخواهد بود
آیا کسی در این شهر، درگیر عاشقی نیست ؟
شعر معامله طنز....

دفتر عشـــق كه بسته شـد
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
برای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاریكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
دوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تیر خـــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقـــت بودd
بشنواین التماسرو
...............
.........
....
. رفتی دلم شكستی این دل شكسته بهتر
پاره شد رشته عشق ،از هم گسست بهتر
من انتقام دل را هرگزنگیرم از تو
این رفته راه ناحق در خون نشسته بهتر
در بزم باده نوشان ای غافل از دل من
بستی دو چشم وگفتم :میخانه بسته بهتر
چون لاله های خونین ریزد سرشكم امشب
بر گور عشق دیرین گل دسته دسته بهتر
آیینه ای است گویا این چهره غمینم
تا راز دل ندانی در هم شكسته بهتر
فرسوده بند الفت با صد گره نیرزد
پیمان سست و بیجا ای گل نبسته بهتر
دل دیوانه دیشب عالمی داشت
جدا زان چشم غمگینت غمی داشت
شبی بود و شرابی و شرابی بود حالی
به داغ سینه سوزت مرهمی داشت
غریبی بود و ساغر نرمی و نابی
در آن خاموشی شب محرمی داشت
چنان شد بی خبر از عالم جان
كزین مرگ گران گویی غمی داشت
نبودش شكوه از بی همزبانی
خدا را شكر دیشب همدمی داشت
صفای این غم دیرین بنازم
كه با دل رشته های محكمی داشت
سحر چشم ...چون غنچه گل
هنوز از شبنم اشكی نمی، داشت
==
در روزی که حضرت محمد (ص) به دنیا آمدند، گفتهاند که:
1- تمام بتها به رو، بر زمین افتادند.
2- ایوان کسری در آن شب به لرزه درآمد و چهارده کنگره آن ریخت.
3- دریاچه ساوه که سالها آن را میپرستیدند خشک شد.
4- در بیابان سماوه که سالها کسی در آن آب ندیده بود، آب جاری شد.
5- آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود، خاموش شد.
6- تختهای پادشاهان جهان سرنگون شد.
7- در همان شب، نوری از سرزمین حجاز تابید و تا مشرق ادامه پیدا کرد و ...
میلاد خجسته پیامبر رحمت منادی وحدت امین رسالت رسول کرامت حضرت ختمی مرتبت محمدبن عبدالله (ص) و موسس مذهب حقه شیعه جعفری امام صادق (ع) بر شما مبارک باد. به امید زیارت تربت پاکشان در مدینه

|
|













|
|
|
|
منبع:http://nasime-entezar.blogfa.com/
خاتمي رفت مير حسين مي ماند
ديديدي که خون ناحق پروانه چندان امان نداد که شمع
را سحر کند؟
| |||||||||||||||
| همسر شهید رجایی روز گذشته با محمد خاتمی دیدار و گفتوگو کرد. | |||||||||||||||
| |||||||||||||||
|
| |||||||||||||||
کند اذان جمکران شوری به پا کرد دلم را از غم عالم جدا کرد
صبا را گشته بودم محرم راز مرا با رمز غیبت اشنا کرد
بخوان در دل تمنای فرج را بگو شاید نگاهی هم به ما کرد
باذکر یک صلوات برای سلامتی امام زمان روی آدرس زیرکلیک کنید
یک ربائی ناب....
سکانس اول:
اولی: شما بفروئید - من نمی آیم!
دومی : نه بابا خواهش میکنم - این حرفها چیه!
سومی: من اهل تعارف و این چیزها نیستم - من آمدم تا آخرهم میمونم!
سکانس دوم:
اولی: باشه حالا که شما نمی آیی من می آیم!
دومی: نه بابا من تازه تصمیم گرفتم می آیم
سومی: من از اول هم گفتم من تا آخرمی مانم
سکانس سوم:
اولی:...
با تقدیم سلام: طنز سیاسی هفته!

|
راستی اگربا مادر خاتمی مصاحبه کنیم چه جواب خواهند داد؟ |
سلام حاج خانم : میشه کمی خودتون رو معرفی کنید و از محمد خاتمی برایمون حرف بزنید؟ ---------------------- بسم الله الرحمن الرحیم سلام از ماست. یعنی هرچه بگویم چاپش میکنی؟ وبقول امروزی ها سانسورش نمی کنی؟ ------------------------ نه مادرجان ! حالا چرا این حرفها رو میزنی؟ --------------------- آخه من که پایم لب گوره نمی خواهم بخاطر بچه هایهایم پرونده ی اعمالم را سیاه تر کنم!من مادر محمد خاتمی هستم - البته او را به دنیا آوردم و بزرگش کردم . اما متاسفانه دیگر مادر اونیستم! چون آنچه من و پدرش از او انتظار داشتیم از آب در نیامد . وقتی او نوجوان بود - آن موقعها ما گربه خانگي داشتيم كه مادر گربهها مريض شده بود. يادم نميرود كه محمدراه ميافتاد دنبال بچهگربهها .هرچه میگفتیم بابا گربه نجسه به اون دست نزن مریض میشی حالیش که نبود. از همان موقع هم گاهي خيلي زود از دست گربه ها عصبانی می شد و آنها را کتک می زد! گاهی هم با دوستانش دعوا مي کرد و خیلی هم کینه ای بود!!!.»«محمد زود عصباني ميشود، و هرچه از دهنش در بیاید میگوید - اما زود هم آرام ميشود بخاطر همین پدرش خیلی از او راضی نبود و همیشه میگفت : خدا کنه محمد و رضا به هیچ مسئولیتی نرسند "با گریه" » ----------- س: بهترين هديهاي كه از آقاي خاتمي گرفتيد چه بود؟ كمي بلندتر از قبل گریه میکند و میگوید: «هميشه من برايش هديه گرفتم.» ---------- س: يعني از سفرهاي خارجي كه برميگردد، دست خالي ميآيد پيش مادر؟ هرگز نمی آید چون از زمانی که رئیس جمهور شده من توی تلویزیون او را می بینم.مگر کاری داشته باشد به من هم سری میزند و به سر قبر پدرش میرود. -------------- س:آیا دوست داری او باردیگر رئیس جمهور شود؟ ج:نه بخدا - دیگر ما نمی توانیم سرمون رودر محل بلند کنیمچون آبروی همه ی ما را در دوره رئیس جمهوری اش برده!!! مثلاْ از شهرام پول گرفته - از بهزاد دزد حمایت کرده - به پشت زن مردم دست زده و در خارج که دست هم داده.من مطمئنم روح پدرش از کار های او در عذابه. چون پدرش خیلی آقا بود ولی متاسفانه از وقتی که محمد رفته آلمان ۱۸۰درجه عوض شده و پا روی دین و مذهب گذاشته - یه بار ندیدم از رهبری حرف بزنه و از ولایت فقیه پشتیبانی کنه: بقول قدیمی ها پسر نوح با بدان بنشست و خاندان نبودش گم شد : یا بقول دیگری :گیرم که پدربود فاضل از فضل پدر ترا چه حاصل: همسرم حاج آقا روح الله شنیدم از دست آیت الله خامنه ای نیمه ی لیوانی که آب نوشیده بود به عنوان تبرک می نوشد . ---------------------------------------- س:به نظر شما چرا محمد خاتمی اینطوری شده؟ راستش اون نونی که پدرش در آورده - شیری که از من خورده(البته در کودکی چون شیرم کم بود کمی هم شیر گاو به او میدادم و چند بار هم بخاطر این که بیمار بود شیر الاغ بهش دادیم چون حکیم باشی گفته بود!وشاید بقول مهاجرانی آن شیرها بی تاثیر نبوده - چون مهاجرانی هم در مصاحبه اش گفته:(چون خواهرش مریض بوده و حکیم باشی برای او شیر الاغ تجویز میکند او هم وقتی شیر را برای خواهرش می برده کمی از آن خورده) ولی من فکر میکنم بیشتربخاطر دوستان نابابی که دوره اش کرده اند به این راه ها کشیده شده مثل گروه هایی که معروفند به اصلاح طلب. -------------------------------------------- خاطره ای از دوران مبارزه ی محمدت داری؟ نه بخدا هیچ قدمی در آن زمان برنداشته. ------------------------------------- در زمان جنگ تحمیلی چطور؟ هر گز در طول ۸سال جنگ تحمیلی به جبهه نرفته - اگر شما خبری یا عکسی از ایشان دارید به من نشان دهید!چون خیلی آرزویش را دشتم که محمد ورضا به جبهه میرفتند. ولی همسرم فقیدم چرا بار ها رفته بود - حتی یه بارهم در جبهه با رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای در یه جا بودند. راستش اگز خاتمی و رضا برای انقلاب زحمتی کشیده بودندیا به جبهه رفته بودند امروز باعث نابودی ارزشهای انقلاب اسلامی نمی شد.خدا عاقبت منو بخیر کنه با این بچه ها -------------------------------------------- س:در پایان سفارشی یا نصیحتی به محمدت داری بگو: البته من مطمئنم او این حرفها را قبول نمی کند چون دیگر مثل گروه خوارج ولشگریان یزید لقمه حروم به شکمش ریخته ولی اگر میخواهد من از او راضی بشم: باید خودش را از این گروه اصلاحاتی که مثل گروه سقیفه هستند! و از این انتخابات کنار بکشه و از کارهای گذشته اش توبه کنه و بره نزد مقام معظم رهبری دست ایشان را مثل پدرش ببوسه و خودش را به عنوان غلام به ایشان تسلیم کنه همچنان که( مرحوم سید احمد به آقا فرمود :من مثل قنبر که غلام علی (ع) بود من هم غلام شما و مطیع شما هستم )ولی متاسفانه پسرش سید حسن فکر کنم راه پدر را در پیش نگرفته !چون گاهی با پسر من رفت و آمد داره. خدایا: سایه این دولت عدالت محور ومطیع رهبر (آقای دکتر احمدی نژاد - عزیز دل مردم ایران) را که همچون شهید مظلوم رجائی برای ما حفظ و محفوظ بدار - و دشمنانش را خارو ذلیل بگردان . حتی اگر فرزندان من هم باشند! ممنون مادر از توضیحات شما ---------------------------------نظر يه خواننده ي وبلاگ-------- سلام !(سلام بر شما) |
سلام بر شما دوستان گلم
خیلی باید مواظب باشیم که بار دیگر استکبار جهانی در صدد روی گار آوردن مهره های پوسیده خود و گروه بی هویت به اصطلاح اصلاح طلب - که همانا گروه بر انداز نرم دشمن به حساب می آیند باشیم: مو علی (علی فرمودند: مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود
باید به شیوه های اجانب زنیم پا سر ناوریم جز به قوانین دین فرود
همت بکار بند ای رفیق به راه دین دیدی چو نیست فایده در گفت و در شنود
بس که آمدم و تو رفتی دیوانه شده ام
بس که نگاه دوختم به راهت بیچاره شده ام
تو با قلبم چه کردی که خشک نمیشود اشکم
ای اشکها بریزید که عجیب غریبانه شده ام
گر این اشکها نباشد که ندارم همدمی
ای دل بسوز که اینجا درمانده شده ام
دلم از بی توجهی نگاهت میسوزد
مدتیست که مثل اهنگِ بی ترانه شده ام
آری هستم و نفس میکشم همچنان
اما گویی بین آدمها بیگانه شده ام
مثل مجنون شده ام حیران و ندارم یاری
چه تلخ است!برای خنده ی دیگران بهانه شده ام
عشق آلوچه نيست که بهش نمک بزني،
غذا نيست که بهش ناخونک بزني،
رفيق نيست که بهش کلک بزني
عشق مقدسه , بايد جلوش زانو بزني.
من که میدانم شبی عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد
من که می دانم که تا سر گرم بزم و مستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان میرسد
پس چرا عاشق نباشم پس چرا عاشق نباشم
من که می دانم به دنیا اعتباری نیست ، نیست
بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست ، نیست
من که می دانم اجل ناخوانده و بیدادگر
سرزده می آید و راه فراری نیست ، نیست
پس چرا پس چرا عاشق نباشم
ائتلاف اصلاحات=کشتی نوح را می ماند. همه نوع موجودی در آن هستند». خاطرم نیست اول بار چه کسی از میان داعیه داران اصلاحات این تعبیر را درباره جبهه پرتناقض مذکور به کار برد. اما هرچه بود واقعیت بود. طی دهه گذشته مسلمان، انقلابی پشیمان، تجدیدنظرطلب، مارکسیست، ملی گرا، نهضتی، توده ای، لیبرال، لائیک، سکولار، روند جدایی، منافق، سلطنت طلب، جمهوری خواه و... هرکس از هر فرقه ای از راه رسید خود را دوم خردادی خواند و سوار کشتی اصلاح طلبی شد. متولیان رسمی هم به دلایل مختلف، خیلی متعرض کسی نشدند تا کار به آنجا رسید که بارها به ناخدای کشتی گفتند یا با ما باش یا پیاده شو! بعد هم هرکس در گوشه ای به سوراخ کردن کشتی (اصلاح طلبی!) همت گماشت، تا شد آنچه شد. تخته پاره های مانده پریشان بر روی آب.
علی در عرش بالا بی نظیر است /علی بر عالم و آدم امیر است/ به عشق نام مولایم نوشتم /چه
عیدی بهتر از عید غدیر است/ چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند/ بردند به میزان عمل سنجیدند / بیش
از همه کس گناه ما بود ولی/ آن را به محبت علی بخشیدند
********
تمام لذت عمرم در این است كه مولایم امیرالمومنین است
شنیدستم که مجنون جگر خون
چو زد زین دار فانی خیمه بیرون
دم آخر کشید از سینه فریاد
زمین بوسید و لیلی گفت و جان داد
هواداران زمژگان خون فشاندند
کفن کردند و در خاکش نهادند
شب قبر از برای پرسش دین
ملائک آمدند او را به بالین
بکف هر یک عمود آتشینی
که ربت کیست دینت چه دینی است
دلی جویای لیلی از چپ و راست
چو بانگ قم به اذن الله برخاست:
چو پرسیدند مَن رَبُک ز آغاز
بجز لیلی نیامد از وی آواز
بگفتا کیست ربت گفت لیلی
که جانم در ره جانش طفیلی
بگفتندش به دینت بود میلی
بگفتا آری آری عشق لیلی
بگفتندش بگو از قبله خویش
بگفت ابروی آن یار وفا کیش
بگفتند از کتاب خود بگو باز
بگفتا نامه آن یار طناز
بگفتندش رسولت کیست ناچار
بگفت آن کس که پیغام آرد از یار
بگفتند از امام خویش می گوی
بگفت آن کس که روی آرد بدان کوی
بگفتند از طریق اعتقادات
بگو از عدل و توحید و معادات
بگفتا هست در توحید این راز
که لیلی را به خوبی نیست انباز
بود عدل آنکه دارم جرم بسیار
از آن هستم به هجرانش گرفتار
بخنده آمدند آن دو فرشته
عمود آتشین در کف گرفته
ندا آمد که دست از وی بدارید
به لیلی در بهشتش وا گذارید
که او را نشئه ای از جانب ماست
که من خود لیلی و او عاشق ماست
شنیدم گفت مجنون دل افکار
ملائک را سپس فرمود آن یار
تو پنداری که من لیلی پرستم
من آن لیلای لیلی می پرستم
کسی را کو به جان عشق آتش افروخت
وفاداری ز مجنون باید آموخت
|
|