تبليغاتX
 
طلوع دل انگیز
 
طلوع دل انگیز
 
 
الهی: مارابه راه راست هدایت فرما
 
1-مردم از عنكبوت بيشتر مي ترسند تا مرگ!
2- قلب شما روزي ۱۰۱۰۰۰ بار مي تپد.
3-
دهان شما روزي يك ليتر بزاق توليد ميكند.
4-
به طور متوسط هر انسان ميتواند يك دقيقه نفس خود را حبس كند ركورد اين ماده در جهان ۷.۵ دقيقه است.
5-
از دست دادن تنها ۱٪ از آب بدن موجب تشنگي ميشود.
6-
مردان روزي ۴۰ و زنان روزي ۷۰ تار مو از دست ميدهند.
7-
يك انسان ۸ ثانيه بعد از قطع گردن به هوش ميماند.
8-
عضله اي كه به شما امكان چشمك زدن ميدهد سريع ترين عضله بدن است شما به طور متوسط ۱۵۰۰۰ بار در روز چشمك ميزنيد.
9-
زنان دو برابر مردان چشمك ميزنند.
10-
ناخن هاي دست ۴ برابر سريعتر از ناخن هاي پا رشد ميكنند .
11-
انسان سالانه بيش از ۱۰ ميليون مرتبه پلك مي زند!
12-
خورشيد ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از زمينه!
13-
يك گالن روغن سوخته، مي‌تواند تقريبا يك ميليون گالن آب تميز را آلوده كند!
14-
ناخن‌هاي انگشتان دست، تقريبا چهار برابر ناخن‌هاي پا رشد مي‌كنند!
15-
حرف E بيشتر از تمام حروف انگليسي، در كلمات بكار مي‌رود در حاليكه حرف Q كمترين كاربرد را دارد!
16-
خوردن يك عدد سيب اول صبح، بيشتر از يك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگي مي‌شود!
17-
دلفين‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب يك چشمشان را باز مي‌گذارند!
18-
قديمي‌ترين آدامسي كه جويده شده، متعلق به ۹۰۰۰ سال پيش بوده است!
19-
اسكيمو‌ها هم از يخچال استفاده مي‌كنند، منتها براي محافظت غذا در مقابل يخ زدن!
20-
سرعت آب دهاني كه هنگام عطسه از دهان شما خارج ميشود، حدود ۱۲۰ كيلومتر بر ساعت است!
21-
۸ دقيقه و ۱۷ ثانيه طول مي‌كشد تا نور خورشيد به زمين برسد!
22-
جويدن آدامس هنگام خوردن پياز، مانع از اشك‌ريزي شما مي‌شود!
23-
در تايوان بشقاب‌هاي گندمي درست مي‌شود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم مي‌خورند!
24-
يك‌چهارم استخوان‌هاي بدن، در پاي او قرار دارد!
25-
اثر لب و زبان هر كس، مانند اثر انگشت او منحصربه‌فرد است!
26-
عمومي‌ترين نام در جهان محمد است.
27-
اسم تمام قاره‌ها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان مي‌يابد.
28-
مقاوم‌ترين ماهيچه در بدن، زبان است.
29-
كلمه «ماشين‌تحرير» (TYPEWRITER) طولاني‌ترين كلمه‌اي است كه مي‌توان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت.
30-
چشمك زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است.
31-
شما نمي‌توانيد با حبس نفستان، خودكشي كنيد.
32-
محال است كه آرنج‌تان را بليسيد.
33-
وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا كه وقتي عطسه مي‌كنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه مي‌ايستد.
34-
خوك‌ها به لحاظ فيزيك بدني، قادر به ديدن آسمان نيستند.
35-
وقتي كه به شدت عطسه مي‌كنيد، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد.
36-
جليقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاك‌كن‌هاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند.
37-
تنها غذايي كه فاسد نمي‌شود، عسل است.
38-
كروكوديل نمي‌تواند زبانش را به بيرون دراز كند.
39-
حلزون مي‌تواند سه سال بخوابد.
40-
تمامي خرس‌هاي قطبي چپ‌دست هستند.
 |+| نوشته شده در  88/01/31ساعت 11:35 بعد از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 
 |+| نوشته شده در  88/01/30ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 
 |+| نوشته شده در  88/01/29ساعت 11:41 قبل از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 
معجزه قرن یا یکی دیگراز آیات الهی!

كسی كه تمامی مردم ایران از خردسالی او خاطره‌هایی به یاد می‌آورند. كسی كه وقتی نامش برده می‌شد همه برای طول عمرش دعا می‌كردند و برای موفقیت روز افزون او نذر و نیاز. دو ساله كه بود مادرش را كه استاد كلاس‌های آموزش قرآن بود همراهی می‌كرد و وقتی عموی او با اصرار فراوان از او تست گرفت فهمید باچه دریای استعدادی مواجه است. به همین راحتی در 5/2 سالگی استعدادش كشف شد. الان كه حدود 14 سال از آن زمان می‌گذرد روبروی نوجوانی قرار گرفته ام كه در لابه لای صفحات تاریخ گم نشد. قرار بود اول در جامعة القرآن همدیگر را ببینیم اما نشد و رفتیم به منزل دكتر! روی زمین نشستیم و با هم حرف زدیم. خبری از لوح‌ها و هدایایی كه از كشورها و نهادهای مختلف گرفته بود نبود، تنها یك قاب روی دیوار نشسته بود. از من استقبال می‌كند با همان لبخند دوران كودكی، وقتی از گذشته اش می‌پرسی آنقدر به نیكی از آن یاد می‌كند كه گویی خودش هم زمان را درك نكرده است ؛ مثل ما و خیلی از مردم دیگر كه وقتی او را می‌بینند به یادش نمی آورند. پایه 8 حوزه علمیه را می‌خواند و به گفته خودش هنوز خیلی از مسیر مانده كه طی نكرده است. برای كسی كه متولد 27 بهمن سال 69 است مطمئنا بخش عظیمی از راه طی نشده اما آنچه كه او تا امروز پشت سر گذاشته هم كم نبوده... این گفتگو تقدیم به همه دانشجویان راه علم و معرفت.

 

   


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/01/29ساعت 9:30 قبل از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 
gheisar-part1.wmv (105.24 MB)
gheisar-part2.wmv (104.03 MB)
mostajer-part1.wmv (102.24 MB)
mehman-part1.wmv (110.87 MB)
mehman-part2.wmv (97.89 MB)
 
 
 
 
 |+| نوشته شده در  88/01/27ساعت 7:45 بعد از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 

سال ها پیروی مذهب رندان کردم

تا به فتوای خرد حرص به زندان کردم

من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه

قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم

میگویند:...

 

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/01/26ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 
                                                              

                                            امشب دوباره دلم بی صدا شکست  

امشب دلم باز بی صدا شکست...

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/01/25ساعت 11:59 بعد از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 
                                                              

                                            سه تا صلوات

(۱) اللهم صل علی محمد و آل محمد

(۲) اللهم صل علی محمد و آل محمد

(۳) اللهم صل علی محمد و آل محمد

 |+| نوشته شده در  88/01/25ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 

اي مظهر حق مراد لولاک


اي رفته به ماوراي افلاک


شأن تو نبود عرصه خاک


وي عرش ز مقدمت طربناک

ادامه...
                                                                                                               


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/01/25ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 

امام رضا (ع) که ...

                   جستجو تمامی سایتها در موتور جستجوی گوگل   


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/01/24ساعت 2:50 بعد از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 

 

 |+| نوشته شده در  88/01/23ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 

این تصویر را از یک سایت خارجی گرفتم شما هم یه سری بزنید!

 |+| نوشته شده در  88/01/22ساعت 7:48 بعد از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 
توعشق مقدس ورویایی منی

ای عشق مقدس و دست نیافتنی من ! دوستتدارم.

به یاد من (کلیک کن )عزیز راه دور من

مااااااااااااااااااادرجاااااااااااااااااااان !!!!


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/01/22ساعت 11:51 قبل از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 

هزار بار نوشتم و پاره كردم باز

نيامدي و دلم را ستاره كردم باز

چقدر شعر شدم و شعرهاي آبي رنگ

رديف و قافيه و استعاره كردم باز

 چقدر سوره شدم آيه آيه دلتنگي

چقدر محض شما استخاره كردم باز

دلم گرفته از اين شهر هاي بي موعود

تمام پنجره هارا دباره كردم باز

كنار پنجره ، گلدان ، تنگ ماهي ها

به سمت روشن چشمت اشاره كردم باز

كسي نخواند برايم ، تلاوت سبزي

براي آمدنت استخاره كردم باز

دخيل بسته دلم ، روضه اي بخوان آقا

هواي كودك بي گاهواره كردم باز

دوباره جمعه غروب است ساكت و بي روح

نيامدي و دلم را ستاره كردم باز...                                           (حامد حجتي)

 |+| نوشته شده در  88/01/22ساعت 9:26 قبل از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 
http://ghalampress.ir/
 |+| نوشته شده در  88/01/21ساعت 4:4 بعد از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 


اي كه مي پرسي نشان عشق چيست عشق چيزي جز ظهور مهر نيست

عشق يعني دل تپيدن بهر دوست عشق يعني جان من قربان دوست

عشق يعني گل به جاي خار باش پل به جاي اين همه ديوار باش

در ميان اين همه غوغا و شر عشق يعني كاهش رنج بشر

عشق يعني تشنه اي خود نيز اگر واگذاري آب را بر تشنه تر

عشق يعني ساقي كوثر شدن بي پر و بي پيكر و بي سر شدن

نيمه شب سرمست از بانگ خروش در به در نبان خرما روي دوش

عشق يعني خويشتن را نان كني دردي از درمانده اي درمان كني

عشق يعني نان ده و از دين مپرس در مقام بخشش از آئين مپرس

هر كسي را كه خدايش جان دهد آدمي بايد كه او را نان دهد

گاه بر بي احترامي احترام بخشش و مردي به جاي انتقام

اي دلاور دل به دست آورده باش در دل آزرده منزل كرده باش

عشق را ديدي خودت را خاك كن سينه ات را در حضورش چاك كن

عشق آمد خود را گم كن عزيز قوتت را قوت مردم كن عزيز

دين نداري مردمي آزاده باش هر چه بالا مي روي افتاده باش

هر كجا عشق آيد و ساكن شود هر چه ناممكن بُود ممكن شود

در جهان هر كار خوبي ماندني است رد پاي عشق در آن ديدني است




چشمي دارم همه پر از صورت دوست با ديده مرا خوش است تا دوست در اوست

از ديده و دوست فرق كردن نه نكوست يا او است به جاي ديده يا ديده خود اوست
 |+| نوشته شده در  88/01/20ساعت 10:29 قبل از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 

 مبارک ایشالله


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/01/19ساعت 10:45 قبل از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 

در جهان بال وپر خویش گشودن آموز               که پریدن نتوان با پر وبال دگران

 |+| نوشته شده در  88/01/18ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 

زنده ها خيلي براش كهنه بودن

خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

پاشنه ي كفش فرار و ور كشيد

آستين همت و بالا زد و رفت

دنبال كليد خوشبختي مي گشت

خودشم قفلي به قفلا زد و رفت

هواي تازه دلش مي خواست ولي. . .

آخرش توي غبارا زد و رفت

دفتر گذشته ها رو پاره كرد

نامه ي فرداها رو تا زد و رفت

يه دفعه بچه شد و تنگ غروب

سنگ توي شيشه ي فردا زد و رفت

 

 |+| نوشته شده در  88/01/18ساعت 0:37 قبل از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 

 

  

 |+| نوشته شده در  88/01/17ساعت 4:35 بعد از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 
دلم گرفته خدا را تو دلگشایی کن
من آمدم به امیدت تو هم خدایی کن
به بوی دلکش زلفت که این گره بگشای
دل گرفته ی ما بین و دلگشایی کن
دلی چو اینه دارم نهاده بر سر دست
ببین به گوشه ی چشمی و خودنمایی کن
ز روزگار میاموز بی وفایی را
خدای را که دگر ترک بی وفایی کن
بلای کینه ی دشمن کشیده ام ای دوست
تو نیز با دل من طاقت آزمایی کن
شکایت شب هجران که می تواند گت
حکایت دل ما با نی کسایی کن
بگو به حضرت استاد ما به یاد توایم
تو نیز یادی از آن عهد آشنایی کن
نوای مجلس عشاق نغمه ی دل ماست
بیا و با مهربانیت مارا همنوایی کن

 

دوشنبه
17
فروردين
 
 چه طوره؟Mintنظرنمی دهی؟
 
 |+| نوشته شده در  88/01/17ساعت 8:46 قبل از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 
 

GoogleGoogleGoogleGoogleGoogle 

 

ماجرای دل خون گشته نگویم با کس   ::  زان که جز تیغ غمت نیست کسی دم سازم

 

 اگردوست داشتین روی عکس نی نی کلیک کنید:

GoogleGoogleGoogleGoogleGoogle 

الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد

                                             مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم

      مشاهده ی متن و ترجمه قرآن کریم

 

 

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/01/16ساعت 5:34 بعد از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 

اللهم صل علی محمد و آ ل محمد و عجل فرجهم

Google

 

برروی گوگل کلیک کنید:

 |+| نوشته شده در  88/01/15ساعت 5:34 بعد از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 
مثل ابرهای زمستون دلم از گریه پره

  شیشه نازک دل ، منتظره تلنگره

***

 |+| نوشته شده در  88/01/15ساعت 12:27 بعد از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 

بهترین ساختمان فوه قضاییه ساختمان مبارزه با مفاسد اقتصادی ست .
و دانشجو بیخودی فریاد می کشد .
گفتمان فقر و غنا با حلوای مبارزه شیرین میشود .
و ما سمینار مبارزه با گفتمان جنگ طلبی را بر گذار می کنیم تا جنگ فقر و غنا به حاشیه برود .
همه ما رهبر را دوست داریم بخصوصی فریاد های عدالتش را.
بعضی می گویند : توسعه با آرمان گرایی باجناق است و ناسازگار .
کار به مصلحت و ریش سفیدی می کشد .
و این بار عدالت شوهر می کند تا متهم به فساد نشود !!
غنی سازی حق مسلم ماست اما بدخواهان فقیر سازی را ترویج می دهند
از وقتی خط فقر را با ماژیک وایت برد می کشند با یک اشاره پاک میشود
گچ هم گچ های قدیم که رو ی سیاهی با افتخار می نوشت :
انقلاب مال کوخ نشین هاست ...
خدا را شکر خداداد اعدام شد تا ما بلند بگوییم تیغ عدالت می برد .
و شهرام هنوز و هر روز محاکمه می شود تا دانشجو نگوید عدالت با خداداد تمام شد .
هنر متعهد سینمای ایتالیاست که هم مافیا دارد و هم سینمای ضد مافیا !! هم پدر خوانده!
و ما هنوز پز "خان گزیده های" آوینی را می دهیم چون زنده نیست تا احضارش کنیم.
پیام هشت ماده ای رهبری و منشور عدالت امام در جشن جنگ فقر و غنا زرکوب تندیس سمینارهای
امسال است
و مش رحمت هنوز دنبال خانه ا ی اجاره ای میگردد .
شکمش قار و قار می کند خیالی نیست اخبار گفته این از تورم موقتی است .
فرشته شهریه دانشگاهش دیر شده از خجالت سرش را پایین می اندازد.
عجب فرشته ای !!!طرح امنیت اجتماعی اثر کرده
اینها همه اش حرف بود تحریک یه مشت نا مرد بود ....

وقتی این مطلبو دبدم حیفم اومد فقط خودم بونم گزاشتم شما دوستانم ببینید.نظر یاتون نره.با تشکر از مجله وزین مبین

 |+| نوشته شده در  88/01/15ساعت 9:15 قبل از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 
میان ماه من تاماه گردون

تفاوت از زمین تاآسمان است

تومومیبینی ومن پیچشه مو

تو ابرو من اشارتهای ابرو

***

گل نو رسید و بویی ز بهار من نیامد

 چه کنم نسیم گل را که ز یار من نیامد؟

 

 همه عمر تشنه بودم به امید آب حیوان

 به جز آب شور دیده به کنار من نیامد

 

 اگر ، ای حریف ، داری نظری به روی یاری

 به بهار خویش خوش شو که بهار من نیامد

 http://monji-blog.blogfa.com/

 |+| نوشته شده در  88/01/14ساعت 9:35 قبل از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 
دنیای کدهای جاوا اسکریپت

چقدر زود دیر می شود

آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت

عمر بي حاصل ما اين همه افسانه نداشت

 |+| نوشته شده در  88/01/13ساعت 10:13 بعد از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد

 |+| نوشته شده در  88/01/13ساعت 3:0 بعد از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 
نیمه شبی صورت خودرا به خدا خواهم کرد

و از او خواهش دیدار ترا   خواهم         کرد

 |+| نوشته شده در  88/01/02ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط آقای گنجوی  | 
 
  بالا  
----